فرهنگ روستا

 

 

آقای برق کش و لوله کش و باهوش و مهربونی که توی یه روستا تو شمال ایران به من میگه: خانوم حواستان باشه ها،‌ اینجا زیاد جلوی مردم آفتابی نشوید، بهرحال دختر تنهایید،‌اینجا هم خب فرهنگ روستاست، همانقدر به من لطف دارد که رفیقم در تهران که می گوید: جلوی وزرا رسیدیم، حواست باشه، روسریت رو بکش جلو…  که همانقدر به من لطف دارد که دوستم در نیویورک که توصیه می کند رژیم آب سیب بگیرم… از اینهمه لطف و تلاش همه آنها برای پنهان کردن ؛من؛ متشکرم، اما من دلیلی برای قایم کردن خودم و آنچه هستم از دنیا نمی بینم، توصیه می کنم به ترسهای موجود و اغلب ساخته ذهن خودمان رنگ فرهنگی اجتماعی صلاحدیدی عشقی نبخشیم…